" هیج کشوری در دنیا به اندازه ایران در حفظ اطلاعات دشمن کوشا نیست"

معقول اینه که اولین نوشته هام رو به مهمترین واقعه این ماهها یعنی اشتراک در سقف با غرغر بانو بپردازم. اما راستش اینو می خواهم بگذارم توی زمان توزیع کنم. همین که یک نفر متولد آذر ماه باشه برای اینکه آدم کلی باهاش سوژه داشته باشه کافیه وای به حال اینکه دست پروده سمپاد هم باشهلبخند اگر همه اینها کافی نباشه بهش میشه اینو اضافه کرد که پدر ایشون هم نزدیک بهمن بدنیا اومده باشه. خلاصه بقول امروزی ها "چالش" های با حالی داریم. دوست دارم. البته همه حرفها از جنس چالش نیست - مثلا اینکه در همون هفته اول سه دفعه همسایه زنگ زد که کلیدتون روی در جا مونده!‌

دیشب در حین عوض کردن کانال های تلویزیون هم دانشکده ایی قبلی رو منار رئیس جمهور دیدم که در باره موشک و ... توضیح می داد و به یاد یکی دیگر از از وارونگی های این کشور افتادم.  

توی دنیا خیلی از پیشرفت های دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و شرکت های بزرگ صنعتی و طبیعتا آدم های اونها مدیون پروژه های نظامی است. دولت مشتری پروژه های نظامی است و این پروژه ها خورد میشن و توی دانشگاه ها اجرا میشن. گاهی اینقدر خورد میشوند که حتی اساتید مجری پروژه ها هم نمی دونن نتیجه کارشون کجا بکار میره. در هر صورت این کار علاوه بر هدف اصلی اون که کار نظامی است چندین خاصیت دیگر هم داره. یکی اینکه دانشگاه و استاد و دانشجو چیز یاد می گیرند و علم تولید می کنند. یکی دیگر اینکهنتیجه های این تحقیقات به جامعه منتقل میشه و اثرش رو مستقیم و غیر مستقیم از همه جهت توی زندگی مردم می گذارد. یکی دیگر اینکه یک عالمه محقق و دانشمند و مهندس و تکنسین و.... کارمند مستقیم دولت نمی شوند و در عوض با کسری از اون هزینه زندگی کلی از دانشجو ها می گذره. بعد هم چون تمرکز پروژه کمتر است امنیت اطلاعات بهتر حفظ میشه. مستند سازی بهتر هم از جمله خواص این موضوع است. بعضی وقت ها هم چون اصل ماجرا رو محقین دقیق نمی دونن نتایجی بدست می اید که کاربردی فرا تر از اون پروژه داره. اما یکی از خواص خیلی مهم این کار اینه که پروژه ها دانشگاهی هرز نمی روند و بدلیل کمی بودن بودجه یا نداشتن مشتری و نبودن محلی که سفت و سخت اونا رو ارزیابی کنه و حساب بکشه ابتر نمی مونن. از طرفی نهاد های نظامی خیلی ارزون نیرو های زبده تربیت می کنن که خیلی از اونها دیگر برای کار پیدا کردن آواره نی شوند.

من هم در زمان جنگ روی پروژه های نظامی در ایران کار کردم و هم الان با خیلی پروژه های دانشگاهی و دانشگاهیون درگیرم و خیلی از این مسائل رو از نزدیک حس کردم. از طرفی در کلکسیون اشتباهات زندگی ام هم یک از بزرگترین اونها نپذیرفت کار دانشجویی دانشگاهی توی این حوزه بود که منجر به ویلان شدن و .... شد.

در ایران اما؛ همه چی وارونه است. بجای اینکه مراکز تحقیقاتی و تولیدی و دانشگاهی همه این کارها رو بکنن؛ وزارت دفاع موشک ماهواره بر رو در دستور کارش قرار میده!!

زمان جنگ یکی از پروژه هایی که من درگیرش شدم؛ کمی مهندسی معکوس یک محصول آمریکایی لازم داشت که متاسفانه برای بدست آوردن اطلاعات لازم خیلی وقتم تلف شد و به بهانه محرمانه بودن کارم عقب افتاد.اطلاعاتی که در واقع مال آمریکا و تکنولوژی های قدیمی اونها بود. در مقدمه گزارشم نوشتم:

" هیج کشوری در دنیا به اندازه ایران در حفظ اطلاعات دشمن کوشا نیست"

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
علی بر

خوبه که دروباره آفتابی شدی. یه جلسه اضطراری با پیرمردا های "خبره "بذار تو یه کافی شاپ واسه رفع دلتنگی!! نگو کار دارم :)

نسترن

بعد از مدتها سری زدم به خانه مجازیت و گفتم حالی بپرسم.

راه میانبر

بهروز جان. زندگی زیر سقف مشترک مبارک باشه. ضمنا غرغربانو میدونن شما با این اسم در وبلاگ ازشون صحبت میکنی یا نه؟ و اگر میدونن خوب این اسمگذاری شما باعث تشدید غرغرهای ایشون نمیشه؟