مردیم از خنده (یا دو ضرب المثل بجا در یک جمله)

بعد از آنکه من و غرغر بانو یک زوج نامرتب تشکیل دادیم بنده به دستور مدیر عامل از سمت مدیریت کارخانه به مدیر  R&D در دفتر مرکزی تغیر موقعیت دادم تا رئیس تاج سرم نباشم.

امروز در جمع خصوصی مقامات ارشد سازمان بحث در می گیرد که "تنها راه نجات کارخانه از وضعیت فعلی آنست که من برگردم کارخانه". یک از شیاطین رجیم در جمع فرمود: "نمیشه بابا .. همش با هم اره می دهند و تیشه می گیرند. مگه میشه؟ اون یکی چغندر نپز این یکی دیگ نجوش!"

وقتی شنیدم ..کلی خندیدم.

غرغر بانوی عزیز- بخدا نمی تونم بگم کی گفته. شر به پا نکن.  

/ 2 نظر / 6 بازدید
سوفی

چقدر جالب لود نشنیده بودم[خنده]