خرداد 42

بعضی حوادث مثل پرانتز یک عبارت ریاضی هستند. وقتی پرانتز رو باز کردی باید حتما ببندیش. گاهی این پرانتز ها تو در تو میشن. مثلا به نظر من اون مقاله ١۶ دی ماه ١٣۵۶ روزنامه اطلاعات پرانتزی بود که باز شد و در ١٢ بهمن ۵٧ بسته شد هرچند که خودش در دل یک پرانتز بزرگتر بود.

از اون روز آخر قبل از انتخابات که جلوی پرچم و دستبند پخش کردنش تو شرکت رو گرفتم حسابی دلخوره و خط و نشون میکشه. به اتکا وقایع دیروز؛ امروز صبح حسابی هار شده و چنگ و دندون نشون می داد.

بهش گفتم:"من خرداد ۴٢ رو ندیدم ولی بهمن ۵٧ رو دیدم. حالا هم ٢٩خرداد امسال رو دیدم. مهم نیست که بسته شدن پرانتز رو من ببینم یا نه ولی بالاخره این پرانتز بسته میشه!" 

معلوم بود نمی فهمه. اون که بیشتر از چماق و صیغه حالیش نیست. حرفی زد که یعنی "شما ها منگین هذیان می گید"

کاش روز بسته شدن پرانتز همدیگر رو ببینیم.

/ 3 نظر / 9 بازدید
رئیس آواره

دیدن هم دیگه مهم نیست. این جور آدمها اون موقع هم عین آب خوردن رنگ لباسشون رو عوض می کنن و میشن کاسه داغ تر از آش. درست مث دفعه قبل.

نیوشا

کاش روز بسته شدن پرانتز نزدیکتر باشه..دلم برای همه جوونهایی که میرن و برای خونواده هاشون درد داره و غم...یک هفته است لباس خونه و بیرونم سیاهه و سیاه پوشم برای مرگ مردم ایران...کاش می شد کاری کنم غمشون کم بشه...

علی

استاد این دید ریاضیت واقعا جالبه