این نیز بگذرد.

یکی از روزهای بهار ۱۳۶۷ از کلاسی که فکر می کردم آخرین جلسه کلاس دوره لیسانسم است بیرون آمدم. دانشگاه پلی تکنیک مهمان بودم و جواب قبولی فوق لیسانس شریف (با رتبه بسیار عالی) تو دستم بود و خستگی کار همراه با درس تو دانشگاه غریبه و شرایط جنگی و..حسابی انرژی رو ازم گرفته بود. با خودم گفتم:آخیش...

اما حساب یک چیرهایی رو نکرده بودم - یک درگیری سیاسی در سطح رئیس و معاون دانشگاه و استعفا و استعفا بازی بلایی تاریخی بسرم آورد که دل مرغ اسمون به حالم کباب میشه خلاصه اینکه دو سال عقب افتادم تا سال ۶۹.

 دوازهم ماه می ۲۰۰۶ باز هم از کلاسی بیرون اومدم که فکر کردم آخرین جلسه کلاسمه ... اما بازهم برگشتن به ایران و رها کردن تز و ... اینکه دوباره برگشتم و یک درس هم مجبور شدم بگیرم.

امروز ۱۷ می ۲۰۰۸ باز هم از کلاسی میام که امیدوارم آخرین کلاس دوره کارشناسی ارشدم باشه. ولی دروغ چرا می ترسم. حضرت باری تعالی یا بقولی کریم خیره سر ممکنه نقشه دیگری طراحی کرده باشه.

بعد از کلاس به یکی از نزدیکان زنگ زدم و خبر دادم - یک جوری هیجان زده عکس العمل نشون داد انگار گفتم در بورگینافاسو مرغ زرد رنگی امروز صبح یک دقیقه زودتر تخم کرده!

این نیز بگذرد.

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
مهتاب

آخه اینقدر کارهای عجیب غریب میکنی که هیچ بعید نبوده منظورت این باشه که الان تو گینه بیسائو یه پروژه ی راهسازی رو افتتاح کردی [قهقهه]

مهتاب

ایشالا به خیر و خوشی بگذره این دفعه [لبخند] دایی می ترسم بیای و دیگه من نباشم زود بیا دیگه [ناراحت]

مرتیا

به سلامتی باشه انشالله!

نیوشا

خب یه وقتهایی درست همون لحظه که تو منتظر عکس العمل مهمی هستی طرفت هم توی دلش یا ذهنش درگیر یه مطلبیه که نمی تونه بگه و نمی تونه درست عکس العمل نشون بده.....این شاید می گم شاید دلیل بر بی توجهی اش نیست شاید یه جور خستگی ذهنی یا بی حالی روحی داشته اون لحظه...تا اونجا که من می دونم شما خوب درک می کنید و این هنر بزرگیه...پس کمی صبوری مهمون دل مهربونتون کنید.... راستی این مهتاب کجا می خواهد بره بی خبر؟؟؟؟الان میرم وبلاگش فضولی!!!!

یو بی

دفاع نکن نیوشا. فایده نداره -- بگذار چند روز دیگر میام ایران انشالله ... می دونم چیکار کنم.

نیوشا

ای بابا تو که مهربون بودی خان داداش...چی شده؟؟؟؟؟قتل که نکرده....از شنیدن اینکه تشریف فرما می شید خیلی خوشحالم.[گل]

evil

بد اخلاق[شیطان][شیطان][شیطان][شیطان][ناراحت]

نیایش

مبارک باشه خیلی.

پونه

حالا اگر شمایین که باز فردا سراغ یک مدرک دیگه میری

یو بی

خدا از دهنت بشنوه پونه جان. قرار بود یک جمله برای کتاب سال دانشگاه زیر عکسمون بنویسیم. نوشتم The best is yet to come!