به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

--------

چه افطاری ساده و زيبايی- نه مرگ بر اون نه درود بر اين- خرما-سمبوسه و دوغ بعدش هم نماز و البته بعد از نماز هم پذيرايی مجدد. انشاالله هر شبی تو دانشکده باشم ميام. خوب شد که عليرغم اينکه همه چی تو اتاق داشتم اومدم بين جميعيت.

بايد دوباره جوان شم- حداقل ۱۵ سال - شايدم بيشتر خيلی کارها هست که بايد انجام بديم. خوب وقتی آدم ۱۶ کيلو وزن کم کرده باشه معلومه که می تونه ۴۸ پله رو يکی در ميون بدوه بالا و از همه اونايی که ۱۵ سال جوون تر هستن جلو بزنه. نه به زانوم فکر کردم نه به سن وسالم ... بايد جوون شم!

سه تا کتاب هست که من هرکدومشون رو بيش از ۱۲ بار خوندم- يکی از اونها (که متاسفانه کارتون چاپ کن های ژاپنی خيلی بهش بی حرمتی کردن)‌ پينوکيو از کارلو کلودی است. توی اين داستان يک پری آبی مو هست که من از همون بچگی دلم می خواست بيرون کتاب هم باشه. آخرش هم پينوکيو رو اون آدم کرد. حدود سی سال از وقتی اولين بار اون کتابو خوندم ميگذره می خوام يک چيز عجيبی براتون بگم ... پری آبی مو بيرون کتاب هم هست ولی موهاش آبی نيست!!!!

چقدر اين محمود مرکز ما نازنينه. خدا حفظش کنه وقتی اين ترم بره جاش خالی خواهد بود.

 

  
نویسنده : UB ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :