به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

600SLC

گرمته - آفتاب داغه - تابلو توی ايستگاه سرويس نشون ميده که تا بيست دقيقه ديگه سرويس نمی آيد چاره ايی نيست ۱۲ دقيقه پياده تو راهی - وسط راه احساس می کنی داری بخار ميشی! کوله عزيزت که سالهاست بارهاتو ميکشه به پشتت چسبيده و غر ميزنه که برای چی اينهمه کتابو با هم برمی گردونی؟ می رسی به پارکينگ. يک مرسدس بنز مشکی 600SLC پارک ميکنه و از توش يک پا تو دمپايی در مياد که صاحبش دشداشه تنشه و اگال به کله اش چه دشداشه ايی -حرير اعلا اما دمپايی و اون پای بی جوراب توش... تو فکری - خيلی چيزا برای فکر کردن داری يکهو طرف برات دست تکون ميده ! هی ... اين همون همکلاسيته که سر کلاس اون سئوال .... رو پرسيد و تو پيش خودت گفتی کی اينو سر اين کلاس راه داده!

  
نویسنده : UB ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :