به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

تنبيه عمومی يا لشکر کشی!

حسنی يک گربه داشت- خيلی ملوس و قشنگ. فقط اين پيشی يک بد شانسی آورده بود که آقا معلم حسنی ازش متنفر بود و بخاطر همين تنفر هم همش ازش ايراد می گرفت- يک روز سر کلاس تهديد کرد که اگر حسنی گربه ملوسش رو بيرون نکنه اصلا کلاسو تعطيل می کنه. حسنی ترسيد- دلش نمی خواست بخاطر اون همه کلاس تنبيه بشن- گفت آقا معلم من ميرم يک مدرسه ديگه. معلم گفت غلط می کنی- من به عشق تو درس می دم! اينجوری گفتم که همه کلاس بريزن سرت وادارت کنن گربه رو بکشی و گرنه مگر من می تونم بدون تو ... بنظر شما حسنی نبايد بگه " هر کی منو ميخواد بايد پيشی رو هم بخواد؟ " يا اينکه بگه " نه کلاس بمونه برای شما من با پيشی می ريم يک مدرسه ديگه!  فکر نمی کنين که اگر حسنی اينجوری بگه حداقل معلوم ميشه که آقا معلم حسنی رو بيشتر دوست داره يا نفرت بی دليل خودشو ؟ يا شايد حسنی رو دوست داره بشرط اينکه حسنی کبوتر نگه داره؟

 

  
نویسنده : UB ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :