به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

چکش!

حرفم عمومی است ولی مخاطب خاص داره. پريروز شاهد يک مکالمه تلفنی بودم که بخاطرش به اين فکر افتادم اين حرفها رو بزنم - فکر کنم برای همه جالب باشه.

ميگن "وقتی تنها ابزاری که داری چکش است همه چيز رو بايد ميخ ببينی! " گمانم اين حرف هميشه برای آدم درست نيست؛ انسان ابزار ساز است. فکر کنيد يک آدم اوليه سر راهش به يک درخت بزرگ برسه و برای رد شدن از اون گير کنه. ممکنه بشينه کنار و نگاه کنه ساير موجودات چطور از اون رد ميشن. ميمون مياد و از درخت بالا ميره از اون طرف میپره- آدم به اين فکر ميفته که نردبان اختراع کنه. فيل مياد درخت رو با خرطومش ميکنه- آدم به اين فکر ميفته که بلدوزر اختراع کنه- کرگدن مياد انقدر با کله اش ميکوبه تا درخت خورد شه؛ آدم به اين فکر ميفته که تبر اختراع کنه- دارکوب مياد ساعتها ميشينه رو درخت با منقارش راه باز ميکنه آدم؛ به اين فکر ميفته که اره اختراع کنه و ... بعد ها ميشینه و روش های پيدا شده رو اصلاح می کنه و ابزار هاشو بهتر ميکنه يا از ترکيب روش ها مختلف استفاده ميکنه- حتی ياد ميگيره که برای درخت ها مختلف يک روش واحد بهترين روش نيست.

 

 دوست عزيزم - از اين درخت نميشه مثل کرگدن با ضربه های درد ناک و با فاصله زياد رد شد. آهسته- آرام و پيوسته اره کن و هر از چند گاهی يک تبر بزن!

اونهايی که دنبال دست آويز می گردن کامنت های ... بگذارن توجه کنن که من از قصه استفاده ابزاری کردم فقط.

 

  
نویسنده : UB ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :