به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

افتخار

در کلاس قرار شد هر کس خاطره ای از یک موفقیتش که به آن افتخار می کند تعریف کند. هر کسی یک خاطره از زندگی حرفه ای خود تعریف می کرد و من هم در فکر بودم که کدام ماجرا را تعریف کنم. اما نوبت من که رسید یکدفعه استاد گفت "اینقدر از زندگی کاری نگویید .." باید سریع فکر می کردم. چقدر حسرت خوردم که اجازه نداشیم تعریف کنم چگونه غرور انگیز ترین افتخار زندگی ام را امسال کمی بعد از غروب 16 اردیبهشت کسب کرده بودم !

  
نویسنده : UB ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها :