به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

کيف مدرسه

- اين فرم مشخصات؛ اين برنامه در سی؛ و اين هم Package تون ... 

با گفتن اين جمله يک کيف داد دستم که از روی وزنش می شد حدس زد که يکی دو تا کتاب هم توشه. خوب از حالا تا يک سال بايد هفته ايی يک روز رو صرف درس خوندن کرد. درست احساس روز کلاس اول ابتدايی رو داشتم. با اين تفاوت که اينجا معلم کلاس دومی ها نبود که بياد بخيال اينکه من خيلی بی زبونم يک حرفی بزنه که من مجبور بشم جوابش رو بدم و کتک بخورم.

معلم کلاس دومی ها يک خانم استخونی بود- روز اول مدرسه منو (که با وزن ۲۵ کيلو تپل حساب می شدم) صدا زد و اسممو پرسيد. بعد از جواب من با نهايت ... پرسيد   «ببينم بابای تو از کدوم قصابی گوشت می خره؟» منم گفتم «از همون  قصابی که شما استخون  می خرين! »

اين اولين باری بود که کشيده خوردم! 

  
نویسنده : UB ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۳
تگ ها :