به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

تولد هرودت

 

مادر: وقتی من بچه بودم .....

پسر: حيف اونموقع هنوز هرودت بدنيا نيومده بود ...

 

 

فکر کردين من ساده ام براتون بگم فک اين پسر مظلوم با چه جوابی پايين اومد؟

اگر يه روز به نزديک ترين دوستون زنگ بزنين ولی ببينين نمی تونين حرفتونو بزنين؛ چکار می کنين؟

  
نویسنده : UB ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۳
تگ ها :