به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

پاسخی از غيب


دم غروب روز جمعه بد جوری دلم گرفته بود. با خودنویس عزیزم بجان یک صفحه کاغذ افتادم و از هزار تا چیز به خدا گله کردم از جمله بخاطر چیزی که باعث نامگذاری این وبلاگ شده. آخرهاش دیگه گله همیشگی از خدا که حالا سوژه اش بماند. هرچی دلم خواست نوشتم و جواب خواستم.

یکی دو ساعت بعد به وبلاگ ها ی چند گانه ایی که مشتری آنها هستم سرزدم. آخرین جمله یکی از آنها را که خواندم خشکم زد! در یک جمله واضح و روشن جواب مرا داده بود! انگار اصلا نامه مرا خوانده بود  .... هنوز گیج گیجم ... متشکرم دوست نادیده. ولی ایکاش جواب کامل تر بود.  

  
نویسنده : UB ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۳
تگ ها :