به نوشت

تراوش های خودنویسی با جوهر دیجیتال

خوشحالی

ديشب اونقدر خوشحال بودم که وقتی اينجا نوشتم يادم رفت اونرو ثبت کنم. می دونين مدتی بود بد جوری دلم برای دوستی تنگ شده بود - خيلی وقت بود- يا خيلی بنظر می رسيد. جرئت نمی کردم بهش زنگ بزنم راستش می ترسيدم تحويلم نگيره- آخه مدتی بود ميل هامو جواب نمی داد. خيلی دل تنگش بودم - خيلی..

 

نمی دونين وقتی تو ميل باکسم ديدمش چقدر خوشحال شدم.

راستی از کار جديدم خيلی راضيم!

  
نویسنده : UB ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٢
تگ ها :